بابا صفرى

25

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اداره كه همسرانشان در محل نبودند ، پياپى سيگار ميكشيدند و هرلحظه منتظر آن بودند كه تشريفات بپايان برسد و به آنان اجازهء مراجعت داده شود . ابتدا فرماندار نطقى ايراد كرد و دربارهء كشف حجاب و رهائى زنان از ظلمت و نيز اثرات تصميم دولت در جهت رشد اجتماعى ملت مطالبى گفت و سخنانش با دست زدن حاضرين پايان يافت . فرمانده نظامى نيز مطالبى در اين باره اظهار داشت و آنگاه ظرف شيرينى را برداشته به قصد پذيرائى جلوى حاضرين گرفت اين كار هم براى زنان اردبيل ، كه تا آن روز جز از دست شوهران و محارم خود چيزى نگرفته بودند ، ناگوار بود و لذا هريك از آنان در حالى كه سربزير انداخته از خجالت سرخ شده بودند يكعدد شيرينى برداشته در بشقاب جلوى خود گذاشتند . امروز نميتوان و نبايد بانوان آن روز اردبيل را ملامت نمود زيرا آنها مىبايست بيكبار خرق عادت كنند و لباسى را كه قرنها با آن انس و الفت داشتند رها سازند و اين برمبناى قوانين روانشناسى كار سهلى نيست . چون با اين يك مجلس كشف حجاب عملى نميشد طبق برنامه‌اى تشكيل چنين جلساتى را در منزل هريك از رؤساى ادارات و تجار و اشراف مقرر داشتند و كم‌كم علاوه بر طبقات پيشين از افراد ديگر نيز دعوت نمودند . بموازات اين اقدام بر سر كردن چادر در كوچه و بازار نيز براى زنان ممنوع گرديد و بانوان مجبور شدند كه بدون حجاب بدر آيند . وضع اقتصاد خانواده‌ها اجازه نميداد كه آنها لباسهاى جديد متناسب با وضع تازه تهيه نمايند از اينرو غالبا چادرهاى مشكى خود را به شكل روپوشى بنام « مانتو » درآوردند و با چارقد يا شال گردن نيز سر و گردن خود را بستند . مأمورين آن را نقض غرض پنداشته شروع به برداشتن و ضبط آنها كردند . حادثهء سوم شهريور 1320 بانوان را در برخى از نقاط ايران منجمله در اردبيل بدوران چادر و حجاب رجعت داد و در تاريخى كه ما اين مجموعه را گرد ميآوريم زنان اردبيل مثل گذشته‌ها از چادر و حجاب استفاده ميكنند با اين تفاوت كه از روبند و پيچه و چاخچور اثرى نيست و جورابهاى نازك و كفش‌هاى كف بلند آخرين « مد » پاىپوش آنها مىباشد .